«تخم و ترکه» عنوان یکی از نمایش های حال حاضر تماشاخانه سنگلج است که قرار است تا یکم آبان ماه روی صحنه باشد. کارگردانی این اثر نمایشی را سهیل ملکی به عهده داشته و آرام نیک بین، ایمان سلگی، یاسمن گرکانی، بابک جعفریه، سیامک زین الدینی، مریم گلدوز توکلی، مریم باقری و رضا یارا در آن ایفای نقش کرده اند. در خلاصه این اثر نمایشی آمده است: امشب «گودرز» باهاس از حمام «لیف کش باجی» ساق و سالم بیرون بیاید والا... سهیل ملکی با تأکید بر اهمیت کیفیت فنی اجرا و ضرورت بازخوانی ظرفیت های نمایش ایرانی، درباره جزئیات این اجرا با اطلاعات گفت و گویی کوتاه داشته است.
*کیفیت یک اثر نمایشی تنها به متن و بازی بازیگران محدود می شود؟
ـ به نظرم مخاطب برای برقراری ارتباط با یک اثر نمایشی باید بتواند اجزای مختلف آن را به درستی دریافت کند. از سویی، کیفیت صدا و شرایط فنی سالن نیز در تجربه ای که تماشاگر از نمایش به دست می آورد، اهمیت دارد. از این منظر،امکانات فنی بخشی از فرآیند ارائه اثر به مخاطب هستند و نمی توان نقش آنها را در شکل گیری تجربه هنری تماشاگر نادیده گرفت.
*آیا افزایش تعداد سالن های تئاتر به تنهایی می تواند معیار مناسبی برای سنجش پیشرفت این هنر باشد؟
ـ خیر افزایش تعداد سالنهای تئاتر به تنهایی به معنای افزایش کیفیت تئاتر نیست و روی ضرورت توجه همزمان به زیر ساخت ها و کیفیت اجراها تاکید می کنم. باید دید اثری که روی صحنه می رود، با چه کیفیتی به تماشاگر ارائه می شود. بر این اساس، گسترش فضاهای نمایشی زمانی می تواند به ارتقای وضعیت تئاتر کمک کند که کیفیت اجراها و امکانات مورد نیاز گروههای نمایشی نیز مورد توجه قرار گیرد.
*در این میان تجربه مخاطب از چه عواملی نشأت می گیرد؟
ـ تجربه تماشاگر نیز از مجموعه ای از عوامل هنری و فنی شکل می گیرد. تماشاگر فقط با متن نمایش یا بازی بازیگر مواجه نیست و همه اجزای اجرا در تجربه او تأثیر دارند. آنچه اهمیت دارد هماهنگی میان بخش های مختلف اجراست. به این معنی که کیفیت فنی هم باید در کنار دیگر بخشهای اجرا دیده شود. از این رو،ارزیابی وضعیت تئاتر نباید صرفاًبر شمار سالنها و تعداد اجراها متمرکز باشد، بلکه کیفیت محصول نهایی و چگونگی ارتباط آن با مخاطب نیز باید در این ارزیابی جایگاه داشته باشد.
*به سراغ پیش پرده خوانی برویم. این گونه برای بازگشت به صحنه تئاتر ایران به چه ظرفیت هایی نیاز دارد؟
ـ در پاسخ به این سوال باید بگویم در سنت های نمایشی ایران ظرفیت هایی را داریم که کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند. پیش پرده خوانی یکی از همین شیوه هاست که می توان امکان حضور دوباره آن را در اجراهای معاصر بررسی و دوباره به آن توجه کرد. این شیوه می تواند زمینه ایی برای برقراری ارتباط با مخاطب پیش از آغاز نمایش اصلی فراهم کند و در شکل گیری فضای اجرایی اثر نقش داشته باشد.
*چگونه می توان از تجربه های تاریخی نمایش ایرانی در شکل گیری اجراهای معاصر استفاده کرد؟
ـ می توان ظرفیت های نمایش ایرانی را شناخت و امکان استفاده دوباره از آنها را در اجرای امروز بررسی کرد. احیای شیوه های قدیمی نباید به بازسازی صرف شکل های گذشته محدود شود. مهم این است که ویژگی های این شیوه ها را بشناسیم و امکان استفاده دوباره از آنها را متناسب با شرایط امروز بررسی کنیم. چنین رویکردی می تواند زمینه بازخوانی خلاقانه سنتهای نمایشی را فراهم کند؛ بی آنکه تجربه های گذشته صرفاً به بازسازی ظاهری محدود شوند. لازم می دانم از زنده یادانی چون نعمت الله گرجی و عزت الله انتظامی نام ببرم و از آنها یاد می کنم. در کل شناخت هنرمندان و تجربه های گذشته می تواند به درک بهتر ظرفیتهای نمایشی کمک کند.
به هرحال آشنایی با پیشینه شیوه ها خیلی اهمیت دارد و کمک می کند ظرفیت های موجود را بهتر بشناسیم و درباره استفاده دوباره از آنها تصمیم بگیریم. شناخت این تجربه ها می تواند زمینه ای برای انتقال دانش اجرایی و بازاندیشی در شیوه های ارتباط با تماشاگر فراهم کند.
*آیا موسیقی زنده می تواند به تقویت فضای نمایشی کمک کند؟
ـ من این عنصر را یکی از ظرفیتهای مؤثر در شکل گیری فضای صحنه می دانم. بله موسیقی زنده هم می تواند بخشی از تجربه اجرای تئاتر باشد.
شما چه نظری دارید؟